محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
600
مخزن الأدوية ( ط . ج )
سعفه و حزاز و قوبا و بهق و رفع آثار جلد عارض از ضربه و سقطه و حمول آن مدر حيض و مخرج جنين و مشيمه و ضماد بيخ آن با عسل جهت كلف و لكهايى كه در صورت از آفتاب به هم رسيده باشد و با سركه جهت قوبا و بهق سفيد و رفع آثار جلد . * السموم * خوردن ساييده آن با طعام به جهت گزيدن سگ ديوانه و برگ و شاخ و ثمر آن به تمامى رافع سم هوام و هر جزوى از آن به تنهايى نيز همين اثر دارد . مضر مثانه به سبب قوّت ادرار قوى كه دارد و مورث بول الدم ، مصلح آن كثيرا . مضر سر و مصلح آن انيسون . مقدار شربت آن : يك مثقال و در مطبوخات تا سه مثقال . بدل آن : كبابه به وزن آن و نصف آن سليخه و ثلث آن مويز سياه نيز گفتهاند و گفتهاند شارب آن بايد كه هر روز به حمام رود و بدن خود را بشويد و تعليق نبات آن به تمامى ساق و برگ و گل و ثمر و بيخ در خانه جهت دفع چشم بد و مربوط آن در پارچه قرمزى بر گردن حيوانات مانع حدوث امراض و مجفف و جالى قروح و جرب آنها است . فصل الفاء مع الهاء فهد به فتح فا و سكون ها و دال مهمله اسم عربى يوز است و به هندى چيته و به تركى پارس نامند . جمع آن فهود آمده . ماهيت آن : حيوانى است از جمله سباع شكارى قابل التعليم شيبه به نمر در رنگ و شكل و از آن كوچكتر و به مقدار سگ بزرگى و كثير النوم و غضب و ماده آن جلدتر و شكار كنندهتر از نر آن و بزرگ آن سريع التعليمتر از كوچك آن و چون مريض گردد و گوشت سگ بخورد شفا يابد و آن را موانست به غنا و مزامير و محبت با خمر است و اول كسى كه صيد به آن نموده يزيد ابن معاويه بود عليهما ما عليهما . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : در حرف الياء مع الواو در يوز مذكور خواهد شد . گفتهاند چون بول آن را در سوراخ موش بريزند موش از آن مكان بگريزد و چون كسى را بگزد به دندان و يا به ناخن تدبير آن تدبير شير و سنور وحشى گزيده است و مذكور شد . فصل الفاء مع الياء المثناة التحتانيه فيروزج به فتح فا و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم راى مهمله و سكون واو و فتح زاى معجمه و جيم معرب پيروزه فارسى است . ماهيت آن : سنگى است رنگ آن مركب از زرقت و خضرت به رنگ آسمان و معدن آن نيشابور و خجند و كرمان و آذربايجان و جبال فارس و نواحى شيراز و در جبال بهتنت نيز مشهور و بهترين همه نيشابورى كهنه بزرگ رنگ صاف يكسان آنست كه در صفاى هوا صاف و در كدورت آن كدر گردد كه ابو اسحاقى نامند زيرا كه هشت نوع مىباشد و بعد از آن فتحى و ازهرى پس سليمانى پس درنويى پس آسمانگونى كه آن را خاكى نيز نامند پس عبد الحميدى پس اندلسى پس گنجينه و اين بدترين همه انواع است چنانچه از جبال بهتنت كه مىشود از اين نوع است و ماده تكون آن كبريت جيّد است و زيبق قليل به قدر خمس آن كه انعقاد از برودت يافته باشد به نظر زحل و شمس و در مدت هفت سال به كمال رسد و آنچه از معدن كرمان و شيراز به هم مىرسد مايل به سفيدى است كه شبانكى و شيربوم گويند و آنچه در نيشابور و غير آن به هم مىرسد مايل به نيلى بود و نيل بوم نامند و مجموع آن از بوى مشك و رسيدن عرق و چربى بد رنگ و فاسد مىگردد به حدى كه تمام آن بد رنگ و فاسد مىشود و آن زمان آن را مرده نامند و گفتهاند در اين زمان چون معدن نيشابور خراب است به جاى آن فيروزه كرمانى را مستعمل دارند و آن به سبب رخاوت و تخلخل به زودى به رسيدن چربى و عرق و غيره فاسد و بد رنگ مىگردد . طبيعت آن : در اول سرد و در سيّم خشك . افعال و خواص آن : مفرح و با قوّت ترياقيت . * اعضاء الرأس و الصدر و الغذاء و النفض * اكتحال آن جهت نشف رطوبات چشم و دمعه و بياض و تقويت روح و باصره و رفع شبكورى و فتق طبقه قرنيه و ساير طبقات حادثه از ضربه و ورم خواه به تنهايى و يا با ادويه مناسبه هر يك و با عسل جهت صرع و سپرز و تفتيت سنگ گرده و مثانه و به تنهايى و يا با ادويه مناسبه و يا تراكيب معاجين و غيرها جهت تقويت دل و معده و رفع خفقان و اسهال و قرحه امعا و ساير جراحات باطنيه و قروح وسخه . * السم * بادزهر جميع سموم نيم درم آن و يك درم آن با شراب جهت سموم قويه و ثلث درم آن جهت لسع عقرب بالخاصيه مجرب .